سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
81
تاريخ ايران ( فارسى )
ندارد . اين معابد را با خشت كه در آفتاب خشك شده ساختند و اگر در بنائى عجله ميكردند بسرعت خراب ميشد و با معابد سنگى و آهكى مصر كه عمر چندين طبقه مردم براى ساختن آنها صرف شده طرف مقايسه نيست . حال بايد ديد كه سومريها از ارباب انواع خود چه تصورى داشتند . مسئلهء محل توجه اين است كه هرچند اكثر خداوندان بزرگ مصدر خير بودند ليكن جماعتى از ارواح و شياطين و جن هم داشتهاند كه بنوع بشر معاند و دائما محتاج بجلوگيرى و اسكات بودند . در مصر رويهمرفته ارباب انواع خير بودند اما در بابل تا يك اندازه مطلب به عكس بود و از تصورات زشت بد كه راجع بقواى فوقانى داشتند ميبايست موجب وحشت و هراس و بدبختى دائمى شده باشد . بيرحمترين جميع ارباب انواع درجهء دوم باد جنوب غربى بود كه بر انسان و حيوان هردو ميزد و اشجار و خرمنها و مراتع را از جهت غضبى كه نسبت بموجودات ذىحيات داشت تخريب ميكرد . براى مدافعهء با اين موجودات هولناك جمعيتى از ارواح و فرشتگان خوشمنظر نيز فرض كرده بودند و مجسمههاى عظيم از آن فرشتگان در مدخل عمارات ميگذاشتند كه آنها را از شر شياطين محفوظ بدارند و اين كيفيت يكى از خصايص صنعتى معمارى و حجارى بابلى است . ذكر و بيانيكه حزقيل بالاختصاص در تورات وصف آنها را نموده اخلاف مستقيم همان مجسمهها ميباشند « 1 » . رب النوعهاى بابل در نظر آن طايفه مثل مردها بودند با همان بيرحمى و خشونت و جسارت چنان كه ربة النوعها عينا زنانى بودند با شأن و شوكت و هريك از آنها شهرى داشتند كه مقر فرمانفرمائى ايشان بوده و يك نفر پاتسى « 2 » يعنى رئيسى داشته كاهن مانند كه بعنوان نماينده و ترجمان ارادهء آن رب النوع حكومت مينموده است و ساير ارباب انواع هرقدر هم بزرگ بودند در آن شهر فقط معاون و تابع آن رب النوع مخصوص محسوب ميشدند چنان كه در بلاد ديگر اين رب النوع نسبت برب النوع اصلى آنجا تابع و تحت الشعاع بود معذلك انو يعنى آسمان و ايا يعنى گرداب و بل يعنى زمين در دورههاى متأخر
--> ( 1 ) - كتاب حزقيل نبى باب اول از آيه چهارم . « مؤلف » ( 2 ) - Patesi